در دفاع از ارزش‌ها و پرنسیب‌های انقلابی و کمونیستی به‌پا خیزیم

نگاهی به برخوردهای نادرست بهرام رحمانی بر علیه رفقای اتحاد سوسیالیستی کارگری
بنفشه کمالی 7 نوامبر 2011

مهمتر، دردناکتر و غیر قابل قبول تر از همه، سکوتِ کشنده و اعتراض نکردنِ تقریبا دسته جمعیِ افراد، سازمانها و تشکلات چپِِ انقلابی و سوسیالیستی، نسبت به حمله های کینه جویانه ،اتهامات و تخریبِ شخصیتِ رفقا ایرج آذرین و رضا مقدم میباشد که به شیوه ای بس مخرب، سیستماتیک و بر خلاف پرنسیبهای پرولتری و به شکلی نادرست و غیر رفیقانه از طرف بهرام رحمانی و بخشا کامنت گذاران ،صورت گرفته است.

اعتراض نکردم
اول به سراغ یهودی ها رفتنداعتراض نکردم
من یهودی نبودم ، اعتراض نکردم
پس از آن به لهستانی ها حمله بردند
من لهستانی نبودم و اعتراض نکردم
آنگاه به لیبرالها فشار آوردن
من لیبرال نبودم ، اعترض نکردم
سپس نوبت به کمونیستها رسید
کمونیست نبودم ، بنابرین اعتراضی نکردم
سرانجام سراغ ، من آمدند
هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراض کند
( بر تولت برشت )

در ماه سپتامبرو اکتبر 2011 شاهد درج چند مطلب به قلم بهرام رحمانی («حمله به بهروز خباز چه معنی دارد، 13 سپتامبر 2011 » «سقوط آزاد اتحاد سو سیالیستی کارگری به ورطۀ هرزگی سیاسی 15 سپتامبر 2011 » ، » یاوه گویی های محفل ایرج – رضا پایانی ندارد28سپتامبر 2011 » رضا مقدم در راه دادگاه انقلاب اسلامی ، 9 اکتبر 2011 » و چندین مطلب دیگر که در همین رابطه نوشته شده است بودیم ، این مطالب در سایتهای فارسی زبان * موجود میباشند . مقالات نام بردۀ بهرام رحمانی عمدتا ، حاوی برخورد های نادرست ، غیراصولی ، مخرب و مغایر با پرنسیبهای انقلابی – کمونیستی در قبال رفقای فعال و اعضایِ با سابقه و مبارزین قدیمیِ متشکل در تشکیلات اتحاد سو سیالیستی کارگری بوده است.

در مقالات نامبردۀ بالا و مقالات دیگری که ایشان (بهرام رحمانی) در همین زمینه نوشته اند، با برخوردهای غیراصولی و تخریب کننده در قبال رفقا ایرج آذرین و رضا مقدم که از مبارزین شناخته شده ای در جنبش کمونیستی و کارگری ایران هستند ، سعی کرده که این رفقا را تخریب کند . رضا مقدم و ایرج آذرین ، در زمرۀ مبارزان قدیمی و پی گیر جنبش چپ و سو سیالیستی – کمونیستی هستند . سابقۀ مبارزاتی این رفقا در 3 دهۀ گذشته گواهِ روشنی از تلاشِ قاطعانه و پیگیرانۀ آنا ن بر علیه رژیِمِ دیکتاتوری جمهوری اسلامی و سیستم و دولت حامی استثمارگران و سرمایه داریِ هار در ایران بوده است . این رفقا با ایستادگی در مقابل رژیم درنده‌خُو و ضد کارگری و ضد زنان در ایران ، همواره و مانند هزاران مبارزِ کمونیست و انقلابیِ دیگر، رنج زندگی در تبعید و مبارزه طولانی و مستمر را در راه تحققِ جامعه ای سوسیالیستی ، با تمام سختی ها و فراز و نشیبهای آن صادقانه به جان خریده اند و در این راه به فعالیت مداومِ سیاسی مشغول بوده اند ، بدون شک این رفقا نیز به مانند بسیاری از مبارزین و فعالین جنبش کمونیستی – کارگری درمسیرطولانیِ زندگِی مبارزاتی و سیاسی خویش ، طبعا دارای کمی و کاستیها و اشتبا هاتی بود اند که بخودی خود هر انسانی که دست به مبارزه سیاسی – انقلابی میزند و هدفش نه فقط تفسیر جهان ، بلکه تغیر آن است و به همین دلیل وارد عرصۀ مبارزاتی میشود ، نیز ممکن است که دچار اشتباهاتی هم بشود که در این زمینه نه خوِد اشتباه بلکه چگونگی بر خورد به اشتباه مهم میباشد کما اینکه این اصل در مورد همۀ مبارزین صدق میکند و هیچ فرد مبارزی از آن ُمبری نیست
چندش آورتر ،غیر اصولی تر و دشمنانه تر از همه ، کامنتهای بخشا بسیار مخرب ، کینه ورزانه ،زننده و آزار دهنده ای است که در زیر مطالبی که بهرام رحمانی نوشته و بر علیه رفقای ا . س . ک آورده شده است میباشند ، لحن کامنتها مشمئز کننده ( واقعا کلمۀ دیگری را نمیتوان در این مورد بکار برد ) و سر سام آور و کینه توزانه ، در قبال رفقای ا.س. ک میباشد و هر انسان آزاده و با پرنسیبی ، به جای کامنت گذارانِ این کامنتها ، عرقِ شرم بر پیشانی اش مینشیند ، زهی پرنسیب و درستی و انسانیت و اخلاق در این افراد …واقعا انسان از خواندن بخشی از این کامنتها دچار شرم که بقول لنین ، یک خصوصیتِ انقلابی است، به جای نویسندگان این کامنتها میشود.

کامنتها مملو از کینه ، نفرت ، اتهام و فحاشی به رفقای اتحاد سو سیالیستی کارگری میباشد و رعشه بر اندام هر انسانی که ذره ای احساسِ انسانی و آزادیخواهی و انصاف و صداقت داشته باشد میاندازد وبعضا عاری از هر گونه وجدانِ انسانی ، انقلابی و پرنسیبهای رایج و متداولی که بین مبارزین و انقلابیون هست و باید باشد ، میباشند و برای این کامنت گذاران هیچ اخلاق و پرنسیبی وجود ندا رد ، به جز بی پرنسیبی . ، متاسفانه تنها نیروهایی که از اینگونه برخوردهای ناسالم و مخرب ، به افراد و احزاب و تشکلهای انقلابی- کمونیستی و مبارز سود میبرند ، طبیعتا در درجه اول رژیم استثمارگر و ضد انسانی جمهوری اسلامی با افراد ،ارگانها و نیروهای سرکوب و ارتجاعیِ خود میباشد ودر کنار آنها نیروهای راست ،و ضد کمونیست هم از شادی در پوست کثیف خود نمی گنجند ، نمونه هایی از این کامنتها را در زیِر مطالب بهرام رحمانی ، در سایت اتحاد کارگری{1 } میتوان یافت. متاسفانه بهرام رحمانی با افتخار ، بخشی از اینگونه کامنتهای بغایت مخرب را در زیر یکی از نوشتهای خود درج کرده اند. در زیر چند تا از این کامنتها را برای آگاهیِ خوانندگان از محتوی این کامنتهای بغایت مشمئز کننده ، که من با ناباوری و بیزاری مجبور به خواندن آنها شدم را می آورم (کامنتها همانطور که توسط کامنت گذاران نوشته شده اند درج گردیده ، بدون تغیر در آنها )

کامنت اول ، مجید ا
«برداشتن مصاحبه بهروز خباز در تی وی کومله و اهانت به وی قابل انتظار و خیلی طبیعی است. چون این گروه ضد کارگر آذرین٬ حساب باز کرده بود که آقای خباز به گروه آنها می پیوندد اما حالا فهمیده اند که او مثل آنها فکر نمی کند. در نتیجه حلا کار آنها شکستن شخصیت او و در حد امکان مرعوب کردنش می باشد. اینها همین کار را در مورد یدی خسروشاهی و محسن حکیمی و … انجام دادند. این جنبش چنان بی صاحب است که جیغ کسی در نمیاید»
2011-09-16 11:43:38
کامنت دوم : همایون
» این جریان سوسیالیست کارگری هرگز سازنده نبوده بلکه ویرانگر و کاملا ضد کارگری عمل کرده است. اما اینها در طول این چند سال موفقیتهای را بدست آورده اند. موفقیت این گروه اعزام جاسوس به درون تمام احزاب٬ سازمنها٬ نهادهای مدنی و کارگری می باشد. حضور قبلی آقای بهزاد سهابی در کمیته هماهنگی و لو دادن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نمونه بارز این واقعیت است»
2011-09-16 15:01:03
کامنت سوم رزگار
«راستش اين تنھا آقاى بھزاد سھرابى نيست كه‌ گذشته‌ خرابى دارد بلكه‌ اربابانش ھم و ھر كدام به‌ نوعى ھمين گذشته‌ بھزاد را دارند. از اين آب از سر چشمه‌ آلوده‌ است. با توجه‌ به‌ اين گذشته‌ شوم، ما انسانھاى آزاده‌ و كمونيست نبايد با اين عنصرھاى پليد وارد ديالوگ بشويم. در عوض ما بايد به‌ فعالين كارگرى روكنيم و ھمه‌ با ھم مواظب باشيم كه‌ بيشتر از اين جنبش كارگرى آلوده‌ نشود. آقايان رضا مقدم و ايرج آذرين از جنس ما نيستند اينھا آدمھاى مثل امثام سھرابى را دور خود به‌ كرايه‌ گرفته‌اند تا از اين طريق نفاق نفرت را در درون ما بوجود بياورند». سنندج ،
2011-09-19 19:34:20
کامنت چهارم : جلال
«هم اكنون واقعيتها روشن شده و ترديدي نيست كه گروه جاده صاف كنهاي جمهوري اسلامي (آذرين – مقدم) باعث فروپاشي كميته هماهنگي شده اند. البته براي برخي از فعالين كارگري كه قبلا از اين كميته كنارگيري كردند, كنارگيري محمود صالحي چيزي تازه نيست. ما به موقع اين خطر را به رققا اعلام كرديم ولي برخي از دوسان بخاطر نزديكي اربابانشان با اين جماعت ضد كارگر, سكوت كردند. حالا ديگر استعفا فايده ندارد چون غده سرطان تركيده و تنها راه حل منحل كردن كميته هماهنگي است.كردستان», جلال
2011-09-22 13:16:15
: کامنت پنجم سوران گفت
«سلام به‌ بهرام و کامنت گذاران و خسته‌ نباشيد برای کار بدستان مئترم سايت اتحاد کارگری. اينجا می خواهم نکته‌ای به‌ اطلاع شما براسنم. من فکر می کنم انتقاد از محفل آذرين و مقدم خوب و بجا است اما يک ناعدالتی به‌ چشم می خورد. اين ناعدالتی عبارت از اين واقعيت است که‌ اين تنها محفل رضا و ايرج نيست که به‌‌ جاده‌ جمهوری اسلامی و کل سرمايه‌داری تبديل شده‌اند. اگر قرار است که‌ منافع مردم در محور مبارزه‌ باشد و اگر قرار بر اين است که‌ احزاب ابزار باشند نه‌ هدف، آن وقت بايد به‌ خراب کاری بقيه‌ احزاب هم حمله‌ کرد».
2011-09-24
سیر طولانی اینگونه کامنتهای مخرب و بر خاسته از فرهنگ لمپنیزم و خشونت بار، همچنان ادامه دارد و بعد از خواندن این کامنتها تنفر و انزجار خواننده از اینگونه برخوردها ی غیر اخلاقی ، غیر اصولی بیشتر و بیشتر میشود.

متاسفانه ، بهرام رحمانی، چنان غرقِ نفرت به رفقای قدیمی خود شده است که از برخوردهای ما کیا ولیستی نیز پروا نداشته است واز نام زنده یاد فرزاد کمانگر برای پیش برد ادعاهای خود را علیه رفقای ا. س. ک استفاده نموده و از شعری که در وبلاگ شخص دیگری به همین نام ( فرزاد کمانگر ) که این شخص در قید حیات است و دانشجو میباشد ، بر علیه رضا مقدم استفاده کرده و این دانشجویی را که تشابه اسمی با زنده یاد فرزاد کمانگر دارد را به جای فرزاد کمانگر اصلی قرار داده و به این وسیله خواستند که » بد طینتی و بد سرشتی » رفیق رضا مقدم را به زعم خود ( بهرام رحمانی ) ثابت کنند و حقانیت خود را نشان دهندو از اسم و اعتبار زنده یاد فرزاد کمانگر سوء استفاده کردند. علاوه بر آن ، ایشان ( بهرام رحمانی ) همچنین از دستگیری یک جوان دیگر ، به نام محسن حکیمی که بنظر میرسد عضو نهضت آزادی بوده است و دستگیر شده است ، نیز استفاده کرده واو را به جای محسن حکیمی که مترجم ونویسنده و عضو کانون نویسندگان است را نام برده و عجولانه و بدون تحقیق و توجه به اینکه این اشخاص ، همان کسانی که مورد نظر او میباشند ، نیستند و فقط تشابه اسمی با آنها دارند را افراد اصلی( زنده یاد فرزاد کمانگر و محسن حکمی ، مترجم و نویسنده و عضو کانون نویسندگان حساب کرده ، و دستگیری او( محسن حکیمی ،جوان ) را نیز به حساب رفقای اتحاد سو سیالیستی کارگری گذاشته است ، با تاسف باید بنویسم که وقتیکه برای بهرام رحمانی روشن شد ( اگر قصد اواز بردن این اسامی عمدی نبوده و اشتباهی از طرف او شده باشد، بدون اینکه خود تعمدا خواسته باشد ) که این فرزاد کمانگر و آن محسن حکیمی ، اشخاص دیگری هستند و فقط تشابه اسمی با آن دو نفر دیگر دارند ، اشتباه خود را تصیحح نکرده و ایشان ( ب. رحمانی ) طوری برخورد کردند که انگار آب از آب تکان نخورده است، حداقل کاری که بهرام رحمانی میتوانست و میتواند انجام دهد ، این بوده و هست ( هنوز دیر نشده است ) که موضعی کمونیستی و اصولی اتخاذ میکردند ویا هنوز اتخاذ باید بکنند و با انتقاد از خود، این اشتباه بزرگ خود را جبران کنند و از رفقایی که موردِ اتهام واقع شده اند پوزش بطلبند ،باشد که پوزش ایشان از رفقای ا.س. ک شاید که از زیانهای ناشی از برخوردهای مخرب وارد شده به این رفقا ، توسط بهرام رحمانی و کامنت گذاران کینه توز و خشن ، قدری کاسته گرددو در عین حال ، به رشد جو سالم در میان نیروهای سیاسی چپِ انقلابی کمک نماید ، متاسفانه بهرام رحمانی تاکنون اینکار را در این رابطۀ مشخص انجام ندا ده اند ، شاید بزودی اینکار را انجام دهند و فصل جدیدی در رابطه خویش با این رفقا بگشایند و آغاز سنتی درست و پیشرو برای سایر مبارزین و انقلابیون باشند.

کمونیستها و انقلابیون از انتقاد و انتقاد از خود هراسی ندارند و بقول لنین به مردم دروغ نمی گویند.
مهمتر، دردناکتر و غیر قابل قبول تر از همه، سکوتِ کشنده و اعتراض نکردنِ تقریبا دسته جمعیِ ، افراد، سازمانها و تشکلات چپِِ انقلابی و سو سیالیستی ، نسبت به حمله های کینه جویانه ،اتهامات و تخریبِ شخصیتِ رفقا ایرج آذرین و رضا مقدم میباشد که به شیوه ای مخربانه ، سیستماتیک و بر خلاف پرنسیبهای پرولتری و به شکلی نادرست و غیر رفیقانه از طرف بهرام رحمانی و بخشا کامنت گذاران ،صورت گرفته است .
شروع ماجرا از این قرار بود که یکی از فعالین جنبش کارگری و سخنگوی سابق کمیته هماهنگی بنام بهروز خباز در مصاحبه ای که تلویزیون کومه له با ایشان داشته ( نکاتی پیرامون یک مصاحبه 4 سپتامبر 2011 ) ، به زعم و نظر یکی دیگر از فعالین جنبش کارگری به نام بهزاد سهرابی ( در مطالبی که ایشان نوشته است به نام ،» باز هم تحریف ، تحریف ، 5 سپتامبر 2011 » و مطلب دیگری به نام «جنبش کارگری نیازمند صداقت است نه تحریف» ) بهروز خباز اظهارات غیر واقعی در مورد موقعیت خویش اظهار داشته که این مطالبِ (بهزاد سهرابی ) باعث شده بود که بهرام رحمانی برای دفاع از بهروز خباز اقدام به نوشتن مطلبی در همین رابطه نماید ( حمله به بهروز خباز چه معنی دارد. مطلب بهرام رحمانی 13 سپتامبر 2011 ) در همین مطلب و در مطالب بعدی که بقلم بهرام رحمانی نوشته شده است ، ایشان به طرح مسا ئلی چون سو لیداریتی سنتر ، کمیته هماهنگی و دستگیری دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و قضیه استعفای خویش را از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران و نامۀ رفقا رضا و آیرج آذرین و به نقل از بهرام رحمانی » محفل رضا مقدم – ایرج آذرین» ، (این اسمی است که بهرام رحمانی برای نامیدن تشکل اتحاد سو سیالیستی کارگری بکار میبرند ) را به حزب کمونیست ایران ، مبنی بردر خواست این رفقا ( اتحاد سو سیالیستی کارگری ) از کمیته مرکزی ح. ک.ا برای تقاضایِ اخراج بهرام رحمانی از طرفِ رفقا رضا مقدم و ایرج آذرین ، به زعم بهرام رحمانی مطرح شده بود. نوشته های بهرام رحمانی در این باره ( در آرشیو سایتهای فارسی زبان ، سایت خود بهرام رحمانی و سایت اتحاد کا رگری و غیره برای علاقمندان موجود میباشند ) بخشی از مطالب ، بهرام رحمانی پر از برخوردهای نادرست ، غیر مسئولانه و مخرب نسبت به رفقای اتحاد سو سیالیستی کارگری میباشد ، ایشان این رفقا را ، خصوصا رضا مقدم و ایرج آذرین را مکرارا مورد حمله قرار داده وبا وارد کردن اتهامات گوناگون به این رفقا آنها را با عناوینی مثل همراه و کمک دهنده رژیم ضد بشریِ جمهوریِ جعل و سر کوب نامیده و سعی در تخریب شخصیت آنها نموده است ، دردناک ترو تاسف بارتر از همه این است که با وجودی که صدها فرد و تشکیلات چپ – انقلابی ناظر این برخوردهای مخرب هستند ، هیچ شخص و تشکل انقلابی- سو سیالیستی برای رد این اتهامات و دفاع از این رفقا ( رفقای اتحاد سو سیالیستی کارگری ) اعتراض ننموده و موضع گیری نکردند ، بقول بر تولت برشت «دریغا ، ما که زمین را آمادۀ مهربانی میخواستیم کنیم ، خود نتوانستیم مهر بان باشیم» آری ما که هر کدام برای دنیایی انسانی و عاری از استثمار و استبداد و عاری از خود بیگانگی به معنای مارکسیستی آن مبارزه میکنیم، قلم میزنیم ، تظاهرات و کمپین میگذاریم و به دفاع از زحمت کشان و کارگران و کودکان و زنانِ سراسر کرۀ پهناور زمین و گیاهان و پرندگان و محیط زیست و هر مو جود زنده ای که به او ستم شده و به کمک ما نیاز دارد میشتابیم و بلند میشویم ، متاسفانه در برابر مخرب ترین وغیر اصولی ترین برخوردها به مبارزین و رفقایمان ودر جلوی چشما نمان ، جرئت اعتراض کردن نداریم ، در مقابل کوه عظیمی از اتهامات و انواع و اقسام برخوردهای غیر پرولتری و نادرست سکوت پیشه کرده و همگی شاهد و باعث تقویت و اشاعۀ اخلاق و رفتارهای منحط بورژوایی و کینه توزانه و بهره جویانه و خودخواهانه میشویم و اعتراضی نمی کنیم ، اخلاق و پر نسیبهای با ارزش پرولتری- سو سیالیستی ، حاوی همبستگی ، مبارزه با بی عدالتی ،مبارزه با جعل و تحریف از یک طرف وتلاش در جهت و رشد و ترویج جَوِ اعتماد و رفاقت وهمبستگی پرولتری و صمیمیت و انتقاد و انتقاد صادقانه از خود ، از طرف دیگر که طبیعتا همه این خصو صیات و رفتارها از آگاهی سیاسی و انقلابیِ پرولتری سر چشمه میگیرد .

برخوردهای بدینگونه غیر اصولی و مخرب ، به مانند ، برخوردهای بهرام رحمانی و کامنت گذارانی از این دست ، فقط به جَوِ ناسالم در بین تشکلات و افراد مبارز و انقلابی دامن می زنند و باعث دلسردی و اشاعه بی اعتمادی در میان کارگران و اقشارمختلف زحمتکشان و آزادیخواهان و جوانانِ با انگیزهای پر شور انقلابی – مبارزاتی خواهد شد و به جای پیشبرد مبارزۀ سو سیالیستی ، مانع پیشروی آن خواهد شد.

با برخوردهای رشد دهنده و سازنده و انتقاد از خود و اصلاح و تغیر خویش در جهت اهداف انقلابی ، سعی در تعمیق و غنا بخشیدن به پرنسیبها و ارزشها و اخلاقیات کمونیستی بکنیم . سعی در استمرار و پیشبرد آ گاهی کمونیستی و طبقاتی داشته باشیم و بدنبال تحقق اهداف و چشم انداز انقلابی – سو سیالیستی ، بجای تخریب یکدیگر باشیم و با قبول مسئولیت انقلابی – کمونیستی در این زمینه با قلم و رفتار خود ، جنبش کارگر ی- سوسیالیستی را ارتقاء دهیم
htt://www.newoctober.com
banafshekamali@gmail.com
behroozs21@googlemail.com
مطالب مربوط به این بحث درسایت آزادی بیان ، اتحاد کارگری ، سایت اتحاد سو سیالیستی کارگری و مبارزان کمونیست موجود میباشد *

2 پاسخ برای “در دفاع از ارزش‌ها و پرنسیب‌های انقلابی و کمونیستی به‌پا خیزیم”


  1. 1 ناشناس 10 نوامبر 2011 در 20:23

    خانم یا اقا من شما را نمیشناسم . اما در مطالبی که بیان کرده ا ید .تنها به قاضی رفته و راضی برگشته اید . خوب بود از کامنت های سایت های وابسته به شرکا هم نمونه میاوردید .اینها که مدعی سوسیالیسم هستند .توهین به ترک زبانها کردند .توهین به دانشگاه نرفته ها کردند . در یک کلام توهین به کارگران من حالا درک میکنم. واقعیت دارد .که اقایان خودشان را سرهنگ بخوانند و کارگران را سربازشان .نوشته ام ایراد دارد .چون من از 9 سالگی کار را در کوره پزخانه شروع کردم بنابراین یکی از همان بی سواد ها هستم .از نظر شما حق نوشتن ندارم .و نباید هم حرف سیاسی بزنم ای کاش این اقایان در طول عمرشان یک بار در کشاکش مبارزه با کارفرما و ترس از اخراج تنشان را لرزانده بود انگاه متوجه میشدند رایکالیزم کارگری یعنی چه نه رادیکالیزم در پشت کامپیوتر در اروپا اگر خیری برای کارگران میخواهید .لطف کنید از بدبختی این طبقه تا میتوانید فاصله بگیرید . از دست شما کمکی که ساخته نیست اقایان

  2. 2 بهروز کارگر 11 نوامبر 2011 در 20:36

    درود بر شما رفیق عزیز

    یک چیزی را از من داشته باشید و ان اینکه من به شما حق میدهم که این خانم یا اقا را نشناسید .چراکه اینرا دیگر همه فهمیده اند که این جماعت هروقت در مزیقه قرار میگیرند و چهره کریح و زمختشان رو میشود فورن مقاله حق بجانبی با امضای یک دخترخانم نجیبی رو میگنند .این بنفشه خانم هم مثل شقایق و ارغوان و نرگس و هزارن اسم دخترانه دیگر در واقع خود قادرخان هستند.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




آمار

  • 35,943

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.